آره !
می خوام بهش بگم ... !
یه روزی ، زدی شکوندی
رفتی ، پیشم نموندی
رفتی ، تنها تو موندی
تو . . . !
دیدی چه ، دستتو خوندم
رفتی ، بی تو نمردم
یکی دیگه رو ، به جات نشوندم
و . . . !
عادت شده ، دیگه بی تو موندن
عادت شده ، تنهایی موندن
عادت شده ، عشق رو سوزوندن
می دونم . . . !
نمی خوام دیگه تو رو . . .
با چشای در به درت
برو از پیشم بیرون . . .
لعنت به هرچی عروسکه . . . !!!
آره آره ازت ، بدم می آد
آره آره دلم ، تو رو نمی خواد
آره آره چه خیسه ، اون چشاااات !
آره آره تو ، کارت تمومه
آره آره تو ، چشات چشونه
آره آره تو ، باختی دیوونه
تو . . . !
می دونم که پیش خودش بهم می گه :
دیگه التماس ، فایده نداره
بودن با تو ، واسه من محاله
عشق تو دیگه ، خریدار نداره
می دونم !!!
سوزوندنت واسه من چه حالی داره
می زارمت زیر پام بازم دوباره
زندگی بی تو پر عشق و حاله
می دونم !!!
منم بهش می گم :
آهای ،
عروسک بی رحم !
گوش کن ببین به تو چی می گم
اگه یه روز به عمر من بمونه . . .
انتقامو ، از تو می گیرم !!!!
همین !