یادته برات نوشتم ، اگه عاشقم نباشی ،
الهی بمیری !!!
اگه دوستم نداشته باشی ، غیر من کسی رو داشته باشی ،
الهی بمیری !!!
بعدش برات نوشتم ، همه رو دروغ نوشتم ،
خودم بمیرم !!!
اگه تو یه روز خواسته باشی ، که منو دوست نداشته باشی ،
خودم می میرم !!!
برات بمیرم ، برات بمیرم !
آهای عزیزم . . . !!!
نبینی قهر خدا رو ، بدی هایه روزگارو ،
الهی نمیری ، الهی نمیری !
بمونه سایت رویه سرم ، میدونی برات در به درم ،
الهی نمیری ، الهی نمیری !!!
تو چقدر عزیزی !!!
چه بگويم که دگر هيچ کسي
نيست با ما و نمانده ست خسي
چه ببينم که پس از پنجره ها
رخ نموده تن ديوار بسي
چه رها ماندن سختي که هنوز
تو گرفتار هواي قفسي
شاعر : خودم و یکی دیگه
چه قدر سخت و عذاب آور و غیر قابل تحمل است ،
وقتی او در کنار من است و من حتی نمی توانم ،
در چشمانش نگاه کنم ............................. !!!
چرا اینگونه است ؟
چرا پاکی و صداقت عشق مرا نسبت به خود نفهمید
و اجازه داد که اینگونه شود ؟ !!!
ای کاش می شد به گذشته بازگشت !!!
ای کاش ...............................
چرا همه چیز اینگونه پایان پذیرفت ؟ !!!
چرا ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ !!!!!!!
...................................................
میان من و این مردم دور و برم
کمترین وزش هم دردی نمی گذرد .اوج بیزاری من .
در پاره یی آنها از خواست بزرگ هماهنگی
چه آسان به در می افتیم .گاه در گرمای یک نیم روز
تابستان آشنایی خودم
را با هستی گم می کردم و گاه به هنگام
پوست کندن یک سیب ،
مهر مادری و بستگانم را به مسخره می گرفتم .
چه آسان تنها می شدم . و چه تنهایی بی در و پیکری !!!!!!!!!!!!!!!