تبليغاتX
و ساقی دیگر تنها نبود !!!
بزرگترین درس عشق !!!!!
 

چه جالبه وقتی که تو نباید کسی رو آدم حساب کنی ،
اما اون آدم حسابت نمیکنه !
اون تو رو نمیبینه !

و اون ... !

 

ما خوبیم !
شما ها خوب باشین !!!

+ و نوشته شد در  بیست و هشتم تیر 1386   به قلم امیر احسان   | 

 

 

 بانو !

دوباره تنها شده ام !
دوباره دلم هوای تو را کرده است !
خودکارم را از ابر پر میکنم !
و برایت از باران می نویسم !
به یاد شبی می افتم که تو را در میان شمع ها دیدم !
دوباره می خواهم به سوی تو بیایم !
تو را کجا می توان دید ؟!
در آواز شباویز های عاشق !؟ در چشمان یک آهوی مضطرب ؟!

در شاخه های یک مرجان قرمز ؟!

و یا در سلام دختر بچه ای که تازه نام تو را یاد گرفته است ؟!

دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند ، تا وقتی زنده ام ، برای تو نامه بنویسم !

برای تو نامه بنویسم و تو نامه هایم را بخوانی !
و همانند گذشته همه را بی جواب بگذاری !
و در برابره همه ی حرف های عاشقانه ام سکوت کنی !

و انگار نه انگار که وجود خارجی دارم !
و همچنان بی تفاوت باش نسبت به حرفهایم !
ای کاش می توانستم تنهایی ام را برایت معنا کنم !
و از گوشه های افق برایت آواز بخوانم !
می ترسم روزی نتوانم بنویسم و نتونم نامه هایم را به تو برسانم !
و دفتر هایم خالی بمانند !
و حرف های نا گفته ام هرگز به دنیا نیایند !
می ترسم نتوانم بنویسم و تو ادامه ی سرود قلبم را نشنوی !
و می ترسم نتوانم بنویسم و آخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد !

و تازه ترین شعرم به تو هدیه نشود !
دوباره شب ، دوباره طپش این دل بی قرارم !
دوباره سایه ی حرف های تو که روی دیوار روبه رو می افتد !

دلم می خواهد تمام دیوارهای بین من و تو پنجره شوند

 و من تو را در میانه چشمهایم بنشانم !
دوباره شب ، دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که

با همه ی ابر های عالم پر نمی شود !
دوباره شب ، دوباره یاد تو که این دل بی قرار را بیدار نگاه داشته است !
دوباره شب ، دوباره تنهایی ، دوباره سکوت ،

                              و دوباره من و یک دنیا خاطره و غم دوری تو ... !
+ و نوشته شد در  بیست و چهارم تیر 1386   به قلم امیر احسان   | 

 

یادته برات نوشتم ، اگه عاشقم نباشی ،

الهی بمیری !!!

اگه دوستم نداشته باشی ، غیر من کسی رو داشته باشی ،

 الهی بمیری !!!

بعدش برات نوشتم ، همه رو دروغ نوشتم ،

خودم بمیرم !!!

اگه تو یه روز خواسته باشی ، که منو دوست نداشته باشی ،

خودم می میرم !!!

برات بمیرم ، برات بمیرم !

آهای عزیزم  . . . !!!

نبینی قهر خدا رو ، بدی هایه روزگارو ،

الهی نمیری ، الهی نمیری !

بمونه سایت رویه سرم ، میدونی برات در به درم ،

الهی نمیری ، الهی نمیری !!!

تو چقدر عزیزی !!!

 

+ و نوشته شد در  هجدهم تیر 1386   به قلم امیر احسان   |