آه که خوبی دیگران
چه دردناک است ............... !!!!
- عاشق .
- و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک ، دچار آبی دریای بیکران باشد .
سهراب
حرمت زندگی رو نگه نمی دارن و خوشان را می کشند ،
تعجب می کردم !
اما حالا می فهمم چه طور می شود که خودشان را می کشند .
بعضی وقت ها زندگی کردن غیر ممکن است !!!!!
.........................
آنها کم توقع هستند و خوب گوش می کنند ..................
بر پیشانی ات بوسه می زنم !
بوسه بر چشمها ، بی خوابی را می زداید
بر چشمانت بوسه می زنم !
بوسه بر لب ها ، ژرف ترین عطش ها را می نشاند
بر لبانت بوسه می زنم !
بوسه بر سر ، خاطره ها را میروبد
بر سرت بوسه می زنم !
خودم می دانم آنچه مرا از کار باز می دارد ،
نداشتن روحیه خوب است .
گاهی دلتنگی مرا می گیرد .... !!!!
یک جور دلواپسی که هر گونه تلاشی را ،
بی ثمر جلوه می دهد !!!
روزگار خیلی تیرست !
من یه دریا رنگ سفید می خوام و عمر نوح !!!!!!!
تا تیرگی های روزگار رو ،
رو سفید کنم .
آن طرف تر یک جا
می رسد یک نجوا
زجه ای رعد آسای
می زند های های . . . .
رگ با یاد ها
زوزه کشان بادها
چشم های بسته
کهنه مرد خسته
نواری رنگ سپید
مدّ چشمان جوشید
یاد روز شرمگین
سخت باران سنگین
از پس آن دیوار
رمز محو قار قار
تیغه ای نقره فام
سرفه های زکام
طنین فریادی . . . .
نرسید امدادی
جای پای یک رگ
روی خط زمین
هاله ای از بخار
دور پایی از کین
* * *
دم آخر سرما
یخ زده دست و پا
انتظار سر رسید
لحظه ای مرگ آسا
* * *
پوکه های سنگین
قطره های رنگین
بارش خاکستر
پست های بهتر
* * *
عزم یک پاسبان
ریزش آن برف ها
روی پای زمان
صبح شده است دیگر
چهره های با سر
چهره های بی سر
آن طرف تر هر جا
می رسد هر صدا
گرگ و میش ایمان
اشرف مخلوقات
این است انسان . . . . . .
منتظر فصل دوم شعر اعدام باشید .........![]()
سگهای ولگرد
پاچه ی خون آلود
در پس آن دیوار
تیشه ای از بلوط
زندان راه راه
تله ای مانده ز برف
روی چشم سیاه
* * *
شب تاریکی
نعره حکاکی
مه بی رنگی
وحشت از قلوه سنگی
سایه خیال
اشتباهاً دو بال
مرگ بی جانی
بی مرثیه خوانی
روی رنگ دیوار
ترتیب سایه و نور
بستری زنجیر وار
* * *
صبح فردا نزدیک
خالی از هر بد و نیک
تیک تاک ساعت
ضربه ای هارمونیک
* * *
دستها خون آلود
پاها جا مانده
رخت مردن بر تن
فاتحه ای خوانده
روزنه
در
زندان
گامهایی لرزان
جرعه ای سیر ز آب
وحشت از یک طناب
چهار پا زیر دو پا
لغزشی سخت ز جا
حرکتی بس عمود
لحظه ای درد آلود
* * *
روی سنگ دیوار
کنده ی چند لغت
باقی از یک دل زار . . . . .